تبليغاتX
afsoun_71
                               باتمام دلبستگی هایم بایدروزی بروم

روزی که درتمام شبهای مرده ی زندگیم حتی به خواب هم نمیدیدم.....

                رفتن ازجایی که درهوایش نفس کشیدم

                                عاشق شدم 

               وتمام ازدست داده هایم رابدست آوردم.........


رفتن از.....

عاشق دلی شدم به نرمی ولطافت ابرها

دلی که وقتی میگرید ومی بارید:

                                 وجودتشنه ام راسیراب میکرد...


*************************************************


دلم حضور مردانه مي خواهد
نه اينکه مرد باشد ، نـه !!! مـــــردانه باشد
حـــــرفش
قــــولـش
فکـــــرش
... نگــاهش
قلبــش و ...
آنقدر مـردانه که بتوان تا بينهايتِ دنيـــــا به او اعتماد کرد
تکــــــيه کرد . . . .!!!


******************************

روزی ترک خواهم کرد




کشورم را
شهرم را
خانه ام را
سیگارم را
تو را

حتی خط زندگیم را



پنجشنبه ششم بهمن 13902:42به قلم: afsoun ™           
خیلی خسته ام............

سلام

خوبین توفکرم چیزهای زیادیه

این چندروزه میخواستم اپ کنم درمورد پدر.مادر

درمورد تاریخ کشورمون

ولی باورکنید مغزم روحم جونم چشمام خسته ان

ترجیح میدم نوشته های روی والم بزارم

چون همشون درد دلمن

تک تکشون حال وروزم

بچه ها خیلی اذیتم چندتا چیز داره مثل خوره وجودم میخوره بخدا خیلی حس بدی دارم نمیتونم دیگه خودم کنترل کنم وهیچی نگم............دلم میخواد بمیرم ولی برام زیادی....میخوام برم پاندارم..میخوام نرم نا ندارم..........خسته شدم چرایکی نمیاد دستم بگیره محکم وبهم کمک کنه نه ازسرترحم ازسرعشق ودوست داشتن............یک شونه ی محکم..........

باورکنید نمیتونم دیگه  مامان وبابام وارد مشکلاتم کنم روم نمیشه بیشترازاین ازارشون بدم.........

زندگیم درحد المپیک داغون شده......

دلم برا افسون چند ماه پیش تنگ شده.........افسونی که قبلا بودم بهتربود......

پاک بود..........خندون بود........دلم میخواد بخندم بی پروا ازادانه بدون هیچ تعلق ووابستگی.........

یا اینکه پست وبی رحم وبی قلب باشم.........دوست دارم یی موجود یخ باشم....سردوبی احساس...

اینجوری فقط خودم زجرمیکشم ودیگران مورد تمسخر قرارم نمیدن...جرات نمیکنن خردم کنن وبشکننم بی تفاوتی یکی داره زجرم میده..ادمارو به اندازه وقتی که برات میزارن براشون وقت بزار.....مثل خودشون باشون رفتارکن......این تواین مدت خوب یاد گرفتم وازالان اجراش میکنم......


دوست دارم  خرد کنم.....بشکنم........ادمارو

دوست دارم یکی برام بجنگه خسته شدم بس من براش جنگیدم

نمیدونید چه زجری داره دنبال کسی باشین که

نمیدونین چقد درگیری ذهنی دارم

حال ندارم بنویسم متن میزارم دیگه خودتون

 

راستی عاشق این اهنگ وبلاگم ظهر دانلودش کردم.....تقدیمش میکنم به اونکه خیلی دوسش دارم ودوستم نداره......


************************


روزی ترک خواهم کرد

کشورم را
شهرم را
خانه ام را
سیگارم را
تو را

حتی خط زندگیم را

 

***************************

دلم حضور مردانه مي خواهد

نه اينکه مرد باشد ، نـه !!! مـــــردانه باشد
حـــــرفش
قــــولـش
فکـــــرش
... نگــاهش
قلبــش و ...
آنقدر مـردانه که بتوان تا بينهايتِ دنيـــــا به او اعتماد کرد
تکــــــيه کرد . . . .!!!

****************************

من " زنم " و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو!

دردآور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی...!!
قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشم هایت میآیند...!!
تاسف بار است که باید لباس هایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم...!!

(زنده یاد سیمین دانشور)

***********************************


من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات

و از این غربت تلخ

که به اجبار به پایم بستند

می گریزم از شب

می گریزم از عشق

و تو ای پاک ترین خاطره ها

همه جا در پی تو می گردم...


***************



از گرگ های درنده نمی هراسم، که به جسمم حمله کنند...!

تمام ترسم از آدم های گرگ نماییست،

که روحم را پاره پاره کردند...!



بعضی آدما درست زمانی که دارن فراموش میشن میانو دوباره گند میزنن به زندگی آدم !!!



*******************************



آدما مثل عكسا هستن

زيادي كه بزرگشون كني

كيفيتشون مياد پايين !!!

**************************

خیلی از یخ کردنای ما از روی سرما نیست،

لحن بعضی ها زمستونه

******************************


خدا سلام


دلی که گرفته است را چقدر میفهمی؟

بیا پایین و دستت را کمی روی سر یادگاریِ بیست و چند ساله ات بکش...

دلش گرفته است مثل تو......

خسته ای ؟

کاش وقتی از گِلهایت فرشته زمینی میساختی

برای گرگ هایت کمتر باران میشدی!

بنده هایت این روزا یا گرگ شدن یا گرگ پرست

**************************************


تلخترین جمله ای که ممکن از زبان عشقت بشنوی :


ما می تونیم دوستای خوبی برای هم باشیم ... !!!

***********************


دخــــتــــر که باشی چند کلمه برایت دیگر مفهومش را از دست داده

عشقم ,
عزیزم ,
خانومم ,
آرام آرام میفهمی دیگر حتی زیبایی صورتت هم زیاد مهم نیست.
اولین چیز مهم,باکره نبودنت است.
دومین چیز, سایز سینه و باسن!
و بعدش لباس و زیبایی ....
دختر که باشی ...
مفهوم "فردا بابام اینا میرن شمال" میدانی چیست ...
دخترکه باشی ...
کلا خدا هم دلش به حالت میسوزد .
نمیدانم چرا بعضی پسرها نفهمیدن لازم نیست کسی را به دروغ روی تشک ببرند!!! :

***********************************


مرگ را آن زمان تجربه کردم...

که چشمانت
ملتمسانه
دیگری را تمنا میکرد...

***********************

 

چقدر سخت است
خندان نگه داشتن لبها
در زمان گريستن قلبها
*********************



خیلی وقت است فراموش کرده ام کدامیک را سخت تر می کشم … ؟ رنــــج ! انتظار ! یا نفس را …




آن روزها گنجشک را رنگ میکردند و جای قناری میفروختند این روزها هوس را رنگ میکنند و جای عشق میفروشند
آن روزها مالباخته میشدی و این روزها دلباخته..........................


گاهی باید با تمام وجود زنانگیت را خرج کنی
گاهی باید با تمام وجود مردانگیت را خرج کنی

نه در تخت خواب

در مشکلات
در باهم بودنها
در کوتاه امدن ها
در روزگار سردو گرم
در ادامه راه حتی پیاده

آن موقع هست که میتوانی به زنانگیت افتخار کنی
آن موقع هست که میتوانی به مردانگیت افتخار کنی



عشق فراموش كردن نيست بخشيدن است گوش كردن نيست درك كردن است.ديدن نيست احساس كردن است.جازدن وكناركشيدن نيست صبركردن وادامه دادن است...حتي تنها...



مردم كشورمن گرسنه نيستند روزي چندوعده گول ميخورند...


***************************




سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است.

گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی.

و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی






خدایا میشه
دستم را بگيری .... و مرا ببر ی به دور "دست" هايی که....... در "دست رس هيچ "دستی" نباشم ....





دیگرنمی گویم گشتم نبــــود نگرد نیست

بگذار صادقانه بگویم گشتیم اتفاقا بود

فقط مال ما نبود شما بگردیدلابد مال شماست.





خدایا .... آلودگی آدمها از حد گذشته .... دنیا رو چند روز تعطیل نمی کنی ... !!!






رو تختم دراز کشیده بودم خوابم نبرد
گوشیمو برداشتم
sms
نوشتم: خوابم نمی بره...!!ا
... ......سکوت...
... ... ... ...یخ شدم
هیشکی نبود که براش اینو بفرستم...پاک کردم متن رو
چیزی که هزاران بار تجربه کردم !!!ا
خیلی حس بدیه !
خیلی بد ! بی نهایت بد !
ای کاش خدا موبایل داشت تا میشد اینجور موقع ها بهش اس ام اس کرد !
خدایا شماره موبایلت رو برام میفرستی....




خداوندا ؛
قیامتت را بر پا کن!!!
تو اگر خسته نشده ای ، ما عجیب خسته ایم ..





خدايا من به كدامين دلتنگي خنديدم كه اين چنين دلتنگم!



این بزرگترین سوال زندگیمه..؟؟؟؟؟؟؟؟؟.






بچه ها.......میدونم آپم اصلا خوب نبود...........
یک چی میگم....قول میدم بهش عمل کنم.....
میخوام چندوقت نباشم............................
برم خودم پیداکنم وبرگردم.........................
تمام این آپ بااشک گذاشتم.................
خیلی حالم بد..........................
ازبدقولی ودروغ ادما خسته شدم...........
میخوام تنهاباشم چندوقت................
ولی برمیگردم یک روز...شاید فردا شاید هفته اینده ناه اینده نمیدونم....................
باید خودم پیدا کنم از13شهریورزندگیم خراب شد............
میخوام درستش کنم....................
دوستون دارمبای.....تا...
مواظب خودتون باشین........
اگه خطم خاموش بود هستی جونم الی نفسم.......ونیلوفرگلم......نگران نشین......فعلابای....
واسم دعا کنید......خیلی خسته ام بریدم.......این بارباهمه دفعاتم فرق میکنه...

پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 139119:9به قلم: afsoun ™           
شهرمن کجاست؟؟؟

سلام........آپ امروزم به چندواژه اختصاص دادم.....خیانت...بکارت...نجابت..سکس..مرد.....زن...

تجاوز....هوس وسوسه..فاحشه....و.........بخونیدش ونظرتون بگیدد..منتظرنظراتتون هستم......

امیدوارم فیلترنشم..ولی حقیقت شهرمن کشورمن مردم من این روزاشده همین....

جامعمون...کشورمون مردممون...جهانمون....بوی لجن وکثافت وهرزگی وخیانت میده....

بوش به مشامتون نمیرسه.........حالم داره بهم میخوره ازنگاه های فاحشه مردا...زنا....

دیشب کابوس بدی دیدم.......تاصبح گریه کردم.....

کابوس روزی دیدم که ارزوی مرگ میکردم 1فروردین 91......

واس همین امروز این آپ گذاشتم......

تلخ ولی حقیقت داره.......

ربطی به خاطره تلخ من نداره

ولی...............

حقیقت دنیای امروز....

واقعا دلم میخواد یکی بهم نگا کنه وبهم به چشم ابزار جنسی نگاه نکنه..

خیلی متن داشتم ولی نمیشد بنویسم.........

فعلا درهمین حد...........

مواظب خودتون وپاکی ونجابتتون باشید.........

حتما برین ادامه مطلب.......



ادامه مطلب
شنبه نهم اردیبهشت 139111:21به قلم: afsoun ™           
ماکی هستیم....

سلام دوستان خوبین؟؟؟تعطیلات چطور......معلومه خوش گذشته که نیستید بیشترتون.........

میخوام درموردمسایلی باهاتون صحبت کنم..........

بچه ها ماکی هستیم.. ماجزچه موجوداتی هستیم... ماکجاداریم زندگی میکنیم؟؟....کی هستیم؟؟؟؟؟اسم سرزمینمون چیه؟؟؟نمادچیه؟؟؟

دینمون چیه؟؟؟؟

نمادکشورمون چیه.........

اجدادمون کیابودن

هدفشون اززندگی چی بوده

چراماازمیلیون ها اسپرم وتخمک لقاح نیافته ماشدیم......

چرا..........افریده شدیم.........

تاحالارفتی جلوی اینه به خودت بگی توکی هستی ازاین دینا وادماش چی میخوای.

چراشدیم همرنگ جماعتی که هزاررنگ داره....

چراخودمون گم کردیم......

ازدست همه شاکیم.........همه حتی اونی که ادعای دوست داشتنم داره....

بچه ها خسته نشدیدازاین روزمرگی وفرارازخودتون ودروغ وریا.....ازاین همه کثافت ولجن که توش غرق شدیم

بدتون نمیاد..........

باورمیکنید حالم داره بهم میخوره ازاینکه به خودم میگم ادم.........

تابحال به کسی نگفتم ولی ولی من خیلی زندگی ازادوبی پایه میبینم ولی میفهمم من ازادی روتوچی میبینم وبعضیاتوی چی.......واقعاتاحالافک کردین.......اسم ازادی وبی پروابودن به لجن کشیدیم ما........

من کاری به کشورای دیگه ندارم....به اسلام هم کاری ندارم..........

ولی ماادمیم...........انسانیم شعورداریم معرفت داریم.....

عدل وعدالت وحق وحقوق داریم..........

شرافت عزت نجابت داریم.............

ماقلب روح وجدان داریم...........

ماخداروداریم...............

ماخودمون داریم.....

ما.....

چرامافقط بکارت در دختر بودن میبینیم......

بکارت ازنظرمن به معنای کامل نجابت بندبنداعضای بدن..بندوجودمون چه برای زن وچه برای مرد...

اون بکارت که اسلام ما ازش بحث میکنه رومن قبول ندارم.........

تابه حال به خودتون فکرکردین باچه اعتمادی دارین زندگی میکنید......به فرداتون به اخرت به بهشت برین وجهنم همیشگی.........

وقتی جلوچشتون حقیقت میبینید ودروغ میشنوید تابه حال شده به این فکرکید اخرش کجاست.........اخرش که میگن بهشت وجهنم راست یادروغ.....کفرنمیگم ولی وقتی به چیزی که باچشم میبینید نمیشه اعتمادکرد..به حرف چه اعتمادیه.............


خسته شدم ازبس همه ادم ابزارجنسی میبینن ازبی جنبگی ونداشتن کنترل برهواوهوس خسته شدم......

به دروغای ادماخسته شدم...........

به پوشش ونگاه پرازگناه ومنظورشون خسته شدم............

خسته شدم بس ادعای نجابت درچشمانشون وکلامشون دیدم ولی درخلوت ازیک زن یامردفاحشه فاحشه تربودن................

فاحشه به کی میگن...................؟؟؟

به دختری که ازروی عشق بامعشوقش سکس میکنه...........

یادختری ازروی هوس بادوست پسرهایش.............

یادختری بنابرنیازش باهرکی که شد..

یا برای پول.....

یازنی برای سیرکردن شکم بچه های یتیمش؟؟

یازنی که شوهرداره وهرشب دراغوشش میخوابه ولی به محض نبودش اون رو بامرددیگری تعویض میکنه.به اسم عشق.......یاحتی مردی بازن دیگه...........

به نظرم این گناه نابخشودنیه......

دلم برای کلمه عشق میسوزه که چقدربه اسم عشق به گناه الوده شده.......

باید به اینجورادما گفت عشق یاهوس یاخیانت.........

ماثانیه به ثانیه داریم به خودمون خیانت میکنیم که اینجورچیزارومیبینیم.....وسکوت میکنیم ....


من نمیدونم به کی میگن دزد.......

به کسی که میاد خونه ادم به اسم مهمان وچیزی برمیداره طلاپول یا.........

یادزدی که شبانه دستبردمیزنه.............

یابقال محل که گرانفروشی میکنه.....به اسم اینکه گران شده اجناس....ویا..........

یاسران مملکتی که بااسم اموال بیت المال........ابادسازی.

حتی سرخودشونم کلاه میزارن...............

یا به کسی که سه هزارمیلیاردبرده ویک ابم روش....وجرات ندارن دستگیرش کنن اونوقت اگه یک نفربخوان به جرم سیای بودن بگیرن یااینکه حرفی برخلاف میلشون زده تااون سردنیادنبالش میرن وپیداش میکنن............ وپدرش درمیارن..........

به کی میگن قاتل........

به کسی که به ناحق به پهلوان یک کشورضربه های چاقومیزنه.....

یابه کسی که ناخواسته مرتکب قتل میشه...........

یاکسی که هرروز روح میلیون ها انسان میکشه.........وروحی میسازه ازجنس خود نامردش...

یابه کسی میگن قاتل که به دفاع ازخودش ناخواسته مرتکب قتل میشه..........


به چی میگن تجاوز.......

به برادریاپدریا عمو ویادایی ویایکی ازمحارم.......به ادم حمله میکنه.........

یا به غریبه ای ازروی هوس..........

یا دوستی که به اجباربهت حمله میکنه...........

یا به مریض روانی ازروی عادت وهوس............

یادولتی که به خاطردستگیری دختران به خاطرگناهشون تجاوزمیکنه....نه یک باربلکه ده ها بار...بعدهم باضربه های متعدد شلاغ اون راهی خونه وجامعه میکنن.....


به چی میگن خیانت...........

به زنی دراغوش مردی دیگر.......

به مردی دراغوش زن دیگه.....

به خیانت دختر به پسر

یا پسری به دختر.......

خیانت دوست به دوست

خواهر به خواهریابرادربه برادر...........

یاشریک به شریک یاهمکاری به همکارش..........

به چی میگن خیانت.........


به چی میگن دروغ.......

به انکارحقیقت وگفتن چیزی باب طبع خودمون.....

به کتمان کردن حقیقت..............

به راست گفت............


به چی میگن صداقت شرافت.نجابت..........

به کی میگن مومن....؟؟؟

به کسی که نمیدونه اسلام چیه ولی صبح تاشب داره نمازمیخونه حجاب میگیره حتی ازخودش ازاون ورهرغلطی بگین میکنه.زن بازی..حرام خواری....ریا دروغ غیبیت تمسخر..........هرکاری.....

به کسی میگن مومن که فقط ازباباش وبرادرش رومیگیره ولی به هرمردی پامیده...........

به کسی میگن مومن که تسبیح دستش وریش داره ومیگه استغفرالله استغفرالله........

یابه کسی میگن که اسلام حقیقی داره.......نه اسلام ظاهری رو...........

به کی میگن ادم؟؟

به کسی که روزی هزاران

ازارمیده خیانت میکنه دروغ میگه...

تجاوزمیکنه ریامیکنه

میدزد و.........................

حالاماکدوممون ادمیم............

حالا تک تک این چیزاکه مینویسم خوب بخونید.......

اخرش کامنت بزارین درمورد تک تک کلمات این آپم..........


**********************************

هرزه می نامی...!
دختری را..
که تار مویی بیرون روسری دارد...!
یا سیگاری به دست...!!
یا دست عاشقی در دست...!!
... ولی من....
هرزه تو را می خوانم...!!
که هر سخن بی اساسی...
با ذهن ات همبستر می شود...!!
و افکاری این چنین...
حرام زاده...
در دامنت می پروراند...!

**************************

همه ی ما دست خدا یه بلوتوثی داریم
بترس از اون روزی که خدا بلوتوثِ تو رو پخش کنه☻

******************************************

☺اين روزها آدما به دست هم پير میشند
نه به پاى هم☻

**************************************

☺پسری باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یک ماه موند بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟
میگه نه!! میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی .
عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش .
رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمی دونستم خواهرتو بود
دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد ,خوابید ولی خواهرمو نشناخت
سلامتی هر چی رفیق با مرامه☻

****************************************

ايـراني بـودن به طول و عرض فروهری که ميندازی گردنت نيست
به نيک بودن رفتارته.........................

***********************************

دلخوش از آنیم که حج میرویم ، غافل از آنیم که کج میرویم
کعبه به دیدار خدا میرویم ، او که همینجاست کجا میرویم......................

****************************************

گــــاهی تـــنـــها ماندن بهاي آدم ماندن است........................

********************************

فرقی نمیکند باکره هستی یا نه , مهم اینست وقتی واقعا مال یکنفر میخواهی شوی دیگر مال او باشی!
منظور از مال او بودن فقط سکس نیست!
وقتی در خیابان راه میروی هم چشمت بر دیگری نلغزد! دلت برای دیگری تکان نخورد!
و میان پاهایت به عشق دیگری خیس نشود!
نگاه نکن مرد ها خشن و سخت گیر هستن , وقتی که عاشق میشوند مانند شاه بخشنده میشوند!

***************************************
حالم گرفته از این شهر که آدم هایش همچون هوایش ناپایدارند
گاه آنقدر پاک که باورت نمی شود ، گاه آن چنان آلوده که نفست می گیرد☻

***************************************

☺وقتی زنده ای کلامی ندارند با تو ، امان از روزی که رفتی
هر پنج شنبه یا جمعه ساعت ها با سنگ سرد قبرت صحبت می کنند گویا این مردمان با مرده ها راحت ترند تا زنده ها، گویا کلامشان را برای سنگ قبرت نگه می دارند
خوش باشید با سنگها ای مردم سنگ پرست☻

***************************************

ادعــــــــای عشق میکنیم
و فراموش کـــــــــــــرده ایم
رنگ چشم های مــــــــــــادرمان را !!!

******************************

دير آمدي موسی
دوره ي اعجازها گذشته است
عصايت را به چارلي چاپلين هديه كن
كه كمي بخنديم !!!
<شمس لنگرودی>

***************************

جهان سوم جاییست که
اگه یه زن به شوهرش خیانت کنه
سنگسارش میکنن
ولی اگه یه مرد به زنش خیانت کنه
به زنش میگن بیشتر به شوهرت برس!!!

***********************************

چایت را تلخ بخور. وقتی شیرین هم اسطوره ایست که میخواست با دونفر بخوابد.

****************************************

مغــــــزها فاحشه اند, و تــن ها باکــــــــــــره! ...
و چه ستمی خواهد کرد...
جامعه ای که باید
فرمان "مغزهای فاحشه" را
بر "تن های باکره" جاری سازد

****************************************

امروز پدری دخترش را برای نان فروخت...امروز دختر 10 ساله ای مادر شد... امروز دختری در ماشین شیشه دودی با پسری همخواب شد.... امروز مادری در مقابل پسر سه ساله اش با مردی همخواب شد... امروز عشق دختر باكره را با اسكناس سبز سنجیدند.... نمیدانم دنیای ما كثیف است یا چشمان من فاحشه؟

********************************************

مــــن حــــســــرت ایــــرانـــــی بـــــودن دارم !

من ایرانی نیستم چون نامم عربی است !
من ایرانی نیستم چون در کشوری به دنیا آمدم که روی پرچمش عربی نوشتند !
من ایرانی نیستم چون وقتی به دنیا آمدم در گوشم اذان عربی خواندند !
من ایرانی نیستم چون روزی که به مدرسه رفتنم پدر و مادرم قرآن بالای سرم گرفتند و در مدرسه آیین محمد را به من آموختند نه پندار نیک و کردار نیک و گفتار نیک !
من ایرانی نیستم چون وقتی ازدواج کردم به آیین عربها و با زبان عربی ازدواج کردم !
من ایرانی نیستم چون هزار کیلومتر راه را طی میکنم تا به پابوس امام هشتم شیعیان و نواده پیامبر اعراب بروم اما کمی آنسوتر به آرامگاه فردوسی نمی روم !
من ایرانی نیستم چون اعیاد فطر و قربان و غدیر و مبعث را تبریک می گویم و شادباش می شنوم اما نمی دانم جشن سده چه روزیست !
من ایرانی نیستم چون دهه محرم سیاه می پوشم و با سر و روی گل آلوده عزادار خاندانی می شوم که سرزمینم را گرفتند , مردانش را کشتند و زنانش را به غنیمت بردند اما روز مرگ بابک خرمدین را نمی دانم !
من ایرانی نیستم چون حرف که می زنم بیشتر به عربی می ماند تا فارسی !
من ایرانی نیستم چون عربها پ ندارند و من می گویم فارسی نه پارسی !
من آرزوی ایرانی بودن هم ندارم چون آنقدر دست نیافتنی است که آرزویش هم نمی توان کرد !

من حسرت ایرانی بودن دارم !

********************************************


دختری 15 ساله ، نوزادی 1 ساله به بغل داشت... ((مردم)) زیرلب بهش میگفتن فاحشه!
، اما هیچ کس نمیدونست که به این دختر در 13 سالگی تجاوز شده بود!!!

=================================================

پسری 23 ساله رو ((مردم)) "تنبل چاقالو" صداش میکردن
، اما هیچ کس نمیدونست پسر بخاطر بیماریشه که اضافه وزن داره!!!!

================================================

((مردم)) زنی 40 ساله رو "سنگدل" خطاب میکردن ، چون هیچ وقت روزا خونه نبود تا با بچه هاش بازی کنه و به کارهاشون برسه ،
اما هیچ کس نمیدونست زن بیوه ست ، و برای پر کردن شکم بچه هاش باید سخت کار کنه!

===============================================

مردی 57 ساله رو ((مردم)) "بی ریخت" صدا میکردن ،
اما هیچ کس نمیدونست که مرد زیبایی صورتش را در راه حفظ وطنش فدا کرده!!!

----------------------------------------------------------------------------------

و هرروز مردم من و تو رو به غلط قضاوت میکنن!!!

************************************************

خیلی جالبه : از سوسک می ترسیم...از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم.
از عنکبوت می ترسیم...از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببندد نمی ترسیم.
از شکستن لیوان می ترسیم..........از شکستن دل آدمها نمی ترسیم.
از اینکه بهمون خیانت کنند می ترسیم............ .از خیانت به دیگران نمی ترسیم.

**************************

بکارت واژه ی غریبیست...!!!مردان سرزمین من نجابت زنان خودراباان میسنجنداما....وقتی که پای هوس های خودشان وسط باشد روابط روشنفکرانه با معشوقه های مدرن و امروزی (بکارت) فقط وفقط...

نشانه ی(عقب ماندگی)یک زن است...!!!!

*****************************************

باید تو چشم اونایی که واسشون کاری میکنی اما تشکر نمیکنن زل بزنی بگی :
وظیفم نبود، لطف کردم !!

**********************************************

ببخشیداگه آپم بدبود خیلی ازش سانسورکردم تامشکلی پیش نیاد

فعلابای تاهای......



پنجشنبه دهم فروردین 139118:22به قلم: afsoun ™           
برگشت دوباره...........
سلام ببخشید فعلانمیتونم برم..............هستم...............

فرزادجون حالاقول میدی وبلاگت نبندی...........؟؟

من برگشتم به خاطرتو............

فقط تو..........



چهارشنبه نهم فروردین 139115:56به قلم: afsoun ™           
خداحافظی برای.............
سلام دوستای گلم عیدتون مبارک....خوبین بچه ها.......من...........داغون داغون....ازاولین روزفروردین بداوردم ازساعاتی بعدتحویل سال  تابه الان...میگن سالی که نکوست ازبهارش پیداست..مصداق منه.هه..حدودیک ماه یک روزخوش نداشتم......بی خیال نیومدم بازغصه هام بگم.....اومدم ازتون خداحافظی کنم شاید برای همیشه.......

توی این مدت که وبلاگ داشتم روزهاوثانیه های خوبی درکنارتون گذروندم........باتنهاییام این وبلاگ شروع کردم ودراوج تنهایی دارم میرم.....البته فیس بوکم هست ولی خوب........

امیدوارم اونم هرجا که هست باخانمش خوشحال باشه.....چقدرسخته نوشتن این جمله.........سه هفته زجرکشیدم تاباورکردم.........

فک نمیکردم اولش راست باشه......فک نمیکردم بره......فک نمیکردم بهش علاقه مند بشه....فک نمیکردم راه دورمون قلبمونم دورکنه.......فک نمیکردم اینجوربشه........

عزیزدلم دلم واست تنگ میشه.....جمله ها کلمات حس من روبه تونشون نمیده ولی اشکام باورکن این دخترمغرور که جلوهیچ کس گریه نمیکرد...حالا بی مهابااشک میریزه.........

ازخدااخواستم برت گردونه ولی نشد گلم.....


بسیار انــدک هستـــند تعداد آدم هــــایـــی که مــــی تــــوانـــی بــا آنـــها خــودِ خودت بـــاشـــی...(من باتوبه خودم رسیدم وخودم بودم)


وای از نـیمـه شبـی کـه بیـدار شـوم تـو را بـخواهـمــ و خـودم را در آغـوش دیـگری بیـابـــم...!(واقعا ازاین وحشت دارم)


کـــــــــاش هيـچـوقــت آرزو نمي کردم کفش هاي مــادرم اندازه ام شود !





روزی من با تو ما بودیم ،امروز تو با او .. آه ه ه ...


ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴلت ﺭﻭ ﺟﺎﯼ۱۴۴، ﺑﺎ ۱۴۱ ﺷﺎﺭﮊ ﮐﻨﯽ ...




جدیدا رفاقتا دو حالت بیشتر نداره

یا تو آویزون رفیقتی ، یا رفیقت آویزون تو !





اگه کسی رو دوس دارین

بهش بگین که دوســــش دارین

قبل از اینکه کسه دیگه اى این کارو بکنه!


گاهی زندگی مثل یک پیاز است که هر برگش را ورق بزنی اشکتو در می یاره ...


بچه هاشوخی شوخی

به گنجشکها سنگ می زنند و

گنجشکها جدی جدی میمیرند

آدم ها

شوخی شوخی زخم می زنند.... و قلبها

جدی جدی می شکنند....

شوخی شوخی لبخند می زنی و من جدی جدی

عاشق می شوم


هنوز هم دلم تنگ می شود

برای محض حرف زدنت

و برای تکیه کلامهایت

که نمی دانستی

فقط کلام تو نبود

من هم به آنها ...

تکیه داده بودم!



من به تنگ آمده‌ام از همه چیز....

بگذارید هواری بزنم ...



در تنهايي خود لحظه ها را برايت گريه کردم

در بي کسيم براي تو که همه کسم بودي گريه کردم

در حال خنديدن بودم که به ياد خنده هاي سرد و تلخت گريه کردم

در حين دويدن در کوچه هاي زندگي بودم که ناگاه به ياد لحظه هايي که بودي و اکنون نيستي

ايستادم و آرام گريه کردم

ولي اکنون مي خندم آري ميخندم به تمام لحظه هاي بچگانه اي که به خاطرت اشک هايم را

قرباني کردم...


وقتی که تمام شیرها پاکتی اند !

وقتی همه ی پلنگ ها صورتی اند !

وقتی که دوپینگ پهلوان می سازد !

ایراد مگیر عشق ها ساعتی اند . . .

.

درهمین حوالی کسانی هستند که تادیروزمیگفتند:
بدون توحتی نفس هم نمیتوانم بکشم
وامروز
درآغوش دیگری نفس نفس میزنن............!!!


توسکوت شب تنهاشدم اسیرقفس غم هاشدم امروزهم بی توگذشت بازهم منتظرفرداشدم............


ای کا ش به د نیا نمی آ مدم


حا ل که به د نیا آمد م

ای کـا ش بـزرگ نـمی شــد م


حا ل که بزرگ شده ام

ای کا ش د خـتر نمی شد م

حا ل که د خـتر شده ام

ای کا ش عا شق نمی شد م

حا ل که عاشق شده ام


ای کا ش منتظر نمی شد م

حا ل که منتظر شده ام

ای کا ش ازاحوال او بی خبر نمی شد م

حا ل که از احوال او بی خبر شده ام


ای کا ش می مُُُُرد م

حا ل که نمی میرم

ای کا ش زجر نمی کشید م

حا ل که زجر می کشم

ای کا ش د ق نمی کرد م

حا ل که دق می کنم

ای کا ش اورابرای لحظه ای ببینم

حا ل که او را برای لحظه ای نمی بینم

ای کــا ش خـــدا نـگــهــدارش بــا شــد

ازرفتن نمی ترسم
از حرفهای نگفته می ترسم
بدان که ثانیه ها و دقیقه ها عمر من را می گیرند
و بغض من را در ساعت های رفته پنهان می کنند


تو می آیی ! یقین دارم که می آیی !!! اما ...





زمانی می آ یی که مرا در بستر سردی میان خاک بگذارند .





تو می آیی ! یقین دارم که می آیی !!! اما ...





زمانی می آیی که پیکرم چون آلاله ای افتاده بر خاک است و





جدا از تکیه گاهش درپناه خاک و درآغوش سرد گورمی ماند.



هر جا دلت شکست
قبل رفتن ؛ خودت جاروش کن!
تا هر ناکسي منت دستاي زخميشو رو سرت نذاره


درد دارد … وقتي چيزي را کسر ميکني که با وجودت جمع زده اي . . .


دوباره سیب بچین حوا ، من خسته ام



بگذار از اینجا هم بیرونمان

کنند.................


آرزوهای بربادرفته من درکنارتو.....


آخرم لباس عروس نمیپوشم.اخه فقط به خاطرتوحاضربودم این لباس مسخره روبپوشم....










چه توهی حتی پیریم روهم درکنارت دیده بودم.........


ودراخربازهم تنهاشدم.................


خداحافظ بچه ها..............دیگه نمیتونم بمونم...................درد دارم........تمام تنم درد وزخمی شده ولی کسی جزمن نمیبینتش.........

                      حلالم کنین........


چهارشنبه نهم فروردین 139112:16به قلم: afsoun ™           
سال نومبارک!!!
سلام...........

باورمیکنید دقیق نمیدونم چندروز دیگه عید...........اصلا برام مهم نیست فقط میدونم دوست ندارم عیدبیاد..........نوروز.........و.......کلا دوست دارم زمان متوقف بشه.......

میگن هرسال سالی بهترازسال پیش داشته باشین......واس من که برعکس.ازسال86تابه حال که هرسال بدترازسال قبل شده....کلایک سال قشنگ نداشتم................توی این20 سال...........

وقتی صحبت از عید میشه وسال جدید ورفتن سالی که درش هستیم.........

به تک تک روزاش فکرمیکنم.......

به بهترین وبدترین روزش..........

به زشت ترین وزیباترین روزش.......

به سخت ترین روزش............

به معمولی ترین روزش.........

به تعدادخندهام وگریه هام.....

به همه چیش.............

به روزایی که گذشت...........

هی روزگار.....

سال 90گذشت بدون اینکه من یک روز زیباداشته باشم یک شب باخیالی اسوده وبالبخندی شیرین بخوابم........

خیلی حرف دارم بنویسم ولی دلم خیلی گرفته یک نفر امروز ناراحت کردم ناخواسته که نمیدونم چی جورازدلش درارم.........امیدوارم...منوببخش.وهمه ی بدی هایی که توی این مدت درحقش کردم.......حلالم کنه...........

حالاازتون سوال دارم...............دوست داشتین جواب بدین...

بهترین روزسال...90؟؟؟

بدترین روزسال90...؟؟؟

تلخ ترین روزسال90.....؟؟

شیرین ترین روزسال90.....؟؟؟

بهترین وازته دل ترین خنده ای که درسال 90داشتین..........؟؟

ازته دل ترین گریتون درسال 90....واس چی بوده............؟؟

خاطره انگیزترین روزسال90...........؟؟؟

مهم ترین اتفاق  درسال90؟؟

بدترین ضربه روازکی خوردین درسال90.......؟؟؟

لحظه تحویل سال 90...کجابودین..باکی بودین وآرزتون چی بوده؟؟بهش رسیدین؟؟؟

اصلا لحظه سال تحویل90 یادتونه؟؟؟

توی این روزای اخرسال یک جمله رو به اون که خیلی دوسش دارین تقدیم کنین به عنوان اخرین جمله.........

سال 90 رو ازدیدخودتون دریک کلمه؟؟؟

ودریک جمله؟؟؟

ودراخرهرچی تودلت مونده ازسال 90 ..........


هدفم ازاین سوالا این بود که یک مروری برسالی که گذشت داشته باشید..............

                         

                       

             سال نوهمگی مبارک



یکشنبه بیست و هشتم اسفند 139020:41به قلم: afsoun ™           
دوباره تنهاشدم............
ادوست دارم بیام پیشت حتی توی اون دنیا

سلام دوستای گلم.......همه چی تمام شد........من دوباره تنهاشدم......به همین راحتی...دوباره قلبم شکست......

وقتی داشتمش قدرش ندونستم.....حالاکه رفته............دارم ازدوریش دق میکنم.........این روزادارم به حرفای اذرفکرمیکنم که بهم میگه افسون عاقل باش......ازخودم متنفرم...........درست حسی که چندماه پیش داشتم برگشت..........

خیلی حالم بد............احساس یک احمق دارم یک شونه محکم میخوام تابهش تکیه کنم......لعنت به هرچی عشق وعاشقی لعنت به من که به وجود امدم...واینقدرداغونم.......واقعا به مردابی اعتمادم....به همه چیشون به همه چی که توی این دنیا دروغه...........

چه خوش خیال بودم که فکرمیکردم باهام میمونی تا اخرعمرم چه خوش خیال بودم که فکرمیکردم مردی تاته خط زندگی جفتمون..........


*****************************************************

بعضی زخمها هست ؛ که هر روز صبح باید روشونو باز کنی ، نمک بپاشی ! تا یادت نره دیگه سراغ بعضی آدما .... نبــاید رفت ... !!!

************************************************

دوست عزیز، در هنگام دروغ گفتن حداقلِ شعور را برای مخاطب خود متصور شوید !
مچکرم ...!

*************************************************

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست، بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از اون رسم محبت بیاموزی

*********************************************

رسم زندگي اين است روزي کسي را دوست داري و روز بعد تنهايي به همين سادگي او رفته است و همه چيز تمام شده مثل يک مهماني که به آخر مي رسد و تو به حال خود رها مي شوي چرا غمگيني ؟ اين رسم زندگيست پس تنها آوازبخوان


خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن... مي خواهم با تو گريه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها گريه كردم... مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم

**********************************************

کوه چون سنگ بود تنها شد یا چون تنها بود سنگ شد ! من که نه سنگ بودم نه کوه ، من چرا تنها شدم ؟

****************************************************

چه خوش خیال بودم...
که همیشه فکر میکردم درقلب تو محکومم به حبس ابد..!!
یکباره جا خوردم...
وقتى زندانبان بر سرم فریاد زد...
(هى تو)...!
آزادى...!
وصداى گام هاى غریبه اى که به سلول من می آمد...!

******************************************

کاش روزهــــــــــــای دلتنگی ِ مـــــــــــن..... مثل ِ \"دوست داشتن های\" تو کوتاه می شد . کاش............

*************************************

ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بعضيا از چشمت جاري ميشه


من به هر تحقیری که شدم با صدای بلند خندیدم ....
نام مرا گذاشتند "با جنبه" ! بی آنکه بدانند؛
خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن قلبم را نشنود


بازنده منم که در را باز می گذارم!

شاید که بازگردی!

دزد هم که بیاید،

چیز مهمی برای بردن نمی یابد!

مهم من بودم که تو بردی...

****************************
کسی چه می داند که امروز چقدر فرو ریختم

از دیدن کسی که ،

تنها لباسش شبیه تو بود...
***********************************
هنوزم تنهامردی که میشناسم بابام.......................
هیچ وقت دروغ بهم نگفت........ونمیگه....

************************************
این اهنگ بازم براتوگذاشتم.........چقدسخته فراموش کردنت



ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 13903:53به قلم: afsoun ™           
چهارشنبه سوری....مبارک...........

سلام به همگی...............خوبین؟؟؟من....چه فرقی میکنه...........چهارشنبه سوری روبه همتون تبریک میگم..........حیف که بعضیا باکارای غیرعقلانیشون این روزبه همه زهرمیکنن ویکی مثل من که دوست دارم این روز درکمال شوروهیجان بگذرونم.مجبورمیکنن توخونه بمونم.......................اخی قراربودامشب بادوستم یک کارای خلافی بکنیم...نشد.................

اکشال نداره..........ایشالله سال بعد.....میترکونیم...............امسالم باید توخونه بمونم چون مامان بابام میگن ..........میترسن بلایی سرگل دخترشون بیاد..........شمابرین خوش بگذرونید......منم توفیس بوک اتیش میسوزونم....هه هه هه........فعلابای...............

.

بهار را با چهار شنبه سوری

تابستان را با آفتاب سوزانش

پاییز را با رنگهای آتشینش

و زمستان را

با گرما ی دلنشین اجاق ها

میشناسم

هزار سال است مسلمان شده ام

اما هنوز شعله های زرتشت

در جانم زبانه میزند

****************************

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری

افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم

زردی خاطرات بد را به آتشو سرخی عشق را از

آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

**************************************

چهارشنبه ای که میاد….
با یاد سرخی گونه هات..
درخشش چشمات ..
سوزانندگی لبهات..
داغی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره

(این برای عشقم نوشتم....)


سه شنبه بیست و سوم اسفند 139012:46به قلم: afsoun ™           
خدایا میشه اونو مال من بشه.....
 سلام...........
دلم میخواد بمیرم.......ولی نمیتونم من به زندگی متعهد شدم بدون اینکه بفهمم.............عاشق شدم.........بدون اینکه بفهمم..... متولد شدم بی آنکه بخوام........زندگی میکنم..........ولی نمیخوام......... بهم میگن انسان............ولی من انسان نیستم............تاچندروز پیش فکرمیکردم هنوز عاشق عشق قدیمیمم.....ولی چندروز فهمیدم عاشق اونیم که فکرمیکردم دوستم............حالا دارن ازم میگیرنش ولی قدرت اینو ندارم نزارم بگیرمش....دوست دارم سفت بغلش کنم مثل عروسکم نزارم ازم بگیرنش.........بهاش هرچی باشه قبول.......بزارن مال من بمونه مگه چی ازاین دنیای کثیف کم میشه...جای کی روتنگ میکنم بااون.........
20سال واس پدرمادرم زندگی کردم میخوام واس خودم زندگی کنم....خسته ام............. خیلی.........
دوباره شد دم عید ومن باید چیزی رو ازدست بدم............ بچه که بودم عید دوست داشتم دوست داشتم توی عید عروس بشم............ولی الان توی عید دارم واسه خوشبختی عشقم ویکی دیگه ارزوی خوشبختی میکنم دارم میمیرم ای خدا...............بااین همه عظمتت..........همه جوره پای زندگی وایسادم...خودتم میدونی چقدر بیمارشدم صبوری کردم..چقدر زجرکشیدم..ازاردیدم...میشه اونو ازم نگیری..........؟؟؟خدایا چی شد..........که به اینجا رسیدم..........خدایا میشه اونو بدی به من میشه مال من بشه.............من قدرت جنگیدن بابنده هات ندارم میشه تو باشون بجنگی.......... تو ازشون بخوای اونو اذیت نکنن...اونو به من بدنش تا مثل یک گل ازش مواظبت کنم..............قول میدم قدر گلم بدونم.......... قول میدم دختر خوبی بشم جایزم اونو بهم بده...............خدایا خیلی دوست دارم یادمه 13 شهریور باهات قهرکردم.....گفتم دیگه کاری به کارت ندارم ولی غلط کردم.........بیا حالا کمکم کن........اشکام غمم کم نمیکنه.........اشکام خشک شده بیا به کمکم من بدون تو قدرت ندارم...خدایا هیچ وقت فکرنمیکردم دوباره واسه کسی تب کنم.واس کسی بمیرم......

جز پدرومادرم.........خدایا کمکم کن دارم دق میکنم............دارم به خودم خیانت میکنم.......خدایا..................... صدای منو نمیشنوی.................خدایا خدایا چقدرصدات کنم........کی رو واسطه کنم بیاد پیشت منو ببخشی...؟؟؟کمکم کنی...توهمیشه سخت ترین لحظات کمکم کردی این بارم روش............من مثل بقیه نیستم نمیتونم باهرکی سرگرم بشم.........من عروسک خودم میخوام میخوام مال من باشه نمیخوام دست غریبه بهش بخوره....میمیرم.......خدایا این قلب من تحمل درد به این بزرگی نداره.خودت میدونی چندروز اشکای من قطع نشده....مگه نمیگی وقتی ازته دل چیزی بخوای بدست میاری....ازته دل اشک بریزی...من باتمام وجود میخوامش..............اینقدروجوم کمه که قابل کمک کردن نیست............خدایا منو ببخش ولی من بدون تو هیچم............دارم له میشم زیر اوارغرور بنده هات کاش میفهمیدی حالم..............بهم کمک کن قول میدم خوب ازش مواظبت کنم.خدایا خودت میدونی چقدر خرابم......تنها خواهش منو بپذیر......اونو به من بده نذاردست غریبه ای تو دستاش بره میخوام مال من باشه فقط من.........خواهش میکنم.........................لحظه سال تحویل تنها ارزوم همینه اون مال من بشه چه روحا چه جسما چه عرفا وچه شرعا..........این آهنگ وبلاگم تقدیم میکنم به تو.......سه روزه شبانه روز بااین آهنگ به یادت زار میزنم..........هنوزم نمیفهمم چی شد که این جوری شد........بدون تو دق میکنم..نمیخوام ازم بگیرنم.......دوست دارم باهمه اونایی که میخوان بگیرنت ازمن بجنگم.بهشون التماس کنم بگم...مگه چی میشه بدینش به من............ای خدا دارم میمیرم...دارم دق میکنم......ازدست زمونه.........تمام وجودم درد...اینقدرضعیف شدم که یک خودکارنمیتونم بگیرم دستم وبنویسم............

دوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست داررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم

نمی خووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووام بگیرنت اززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززم

میخوامممممممممممممممممممممممممممممممممم مال من باشی.........................................



همه اینا رو بهت تقدیم میکنم.........بعلاوه وجود ناقابلم.........



عشقم
امیدم
آرزوم
زندگیم
عمرم
دینم
دنیام
نفسم
هوسم
هواسم
فکرم
ذکرم
خیالم
جسمم
روحم
جونم
خونم
قلبم
وجودم
بودم
نبودم
هستم
نیستم
من عاشق تو هستم !

 

 

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

 

خــوب ِ مــن ،
.
 همین جا درون شعرهایم بمان
.
 تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد
.
 به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛
.
 من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها
.
 شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان
.

 تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم . . . . . . . .

 




Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

 

 

دست خودم نیست

اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی

 

 

 

 


Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

اگه میتونستم تودنیا یه چیزدیگه باشم میخواستم اشک چشمهای توباشم

میدونی چرا ؟ چونکه توچشمات متولدبشم، روی گونه هات

زندگی کنم وروی لبهات بمیرم.

 

و.

وابسته تپشهای قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من

 حیات می بخشد


*هر کی که عاشق میشه میگه میمیرم برات

اما من نمیمیرم برات

می خوام بمونم باهات

طمع نفسهات برام یه عادت بشه

همیشه داشتن تو برام حکایت بشه





Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

*غم بی  تو ماندن انچنان سنگین است که به هر اینه مینگرم میشکند



Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

 

*یکی تنهاست تنها اومده

تنهات نمیزاره

تنها یه آرزو داره

که تو تنهاش نذاری


Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

تنها برنامه ای که دیدنش آرزوی من است

پخش زنده نگاه زیبای توست


 

دلخسته از امروزو فردای بهارم

چیزی شبیه بادو باران کوله بارم

باران نمیبارد ولی امشب به جای

یک اسمان بی تو نشستن گریه دارم

در دفتر بی سرنوشتیهای دنیا

من چک نویس برگهای روزگارم

فرهاد تویی شیرین باشم یا نباشم

یک بیستون سردو خالی درد دارم

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

سکوت

 

لحظه های من گرفتار سکوتی سردو سنگینن

و چشمانم که تا ذیروز به عشقت میدرخشید

نمیدانی چه غمگینن

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

تکیه بر دیوار کردم

خاک بر پشتم نشست

دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست

ان قدر رنجی که دنیا بر دل من می کند

بر دل هر کس کند او ترک دنیا میکند

 



عزیزم.................تاابد دوستت دارم..............اگه روزی اززندگیتم برم فقط به خاطر خودت.....اینو بدون تو تمام زندگی منی......منی که ارزوم تنها اینه تو آغوشت باشم.....تاابد داشته باشمت ولی انگار این ارزو هم برام زیاد................توی این دنیا همه چی برای من زیاد.............................دوستت دارم..........

تاالان دارم بااون اهنگ که برام فرستادی گریه میکنم........من سه روز دارم باآهنگ امین رستمی یک نفر.. گریه میکنم............اهنگ وبلاگمه..........باتمام وجوم تقدیم تو................

این تنها ارزومه که درکناردریا تو اغوش تو باشم....انگار ارزوی محالیه.........

 

خوابیدن درکنارتو................واس قلبم زیادیه.....من همیشه باید تنهابخوابم..............


همیشه دوست داشتم توخیابون اینجور بغلم کنی..................انگار ارزوی عجیبیه..........واسه من

دوست داشتم باتو ازته ته دل خندیدن تجربه کنم.................خنده واسه من حرام............

ارامش درکنارتو میخوام.....................................


میخواستم این دست ها تا اخر عمرم مال من باشه..............................تودست خودم.......... وحشت دارم ازفکراینکه دست اون تو دستات............


میخواستم روز عروسیم دست تو تودستام باشه فقط برای ازدواج باتو بله بگم ولی...........انگاراین واسه من غیرممکن..........

میخواستم روز عروسم فقط دست دردست تو وسینه به سینه تو قدم به دنیای متاهلی بزارم..........

دوست داشتم روز عروسیم فقط لب تو روی لبای من باشه.............

ودراخر دوست داشتم درکنارتو پیر بشم وبمیرم............

ولی انگارهمه یک ارزوی محال مثل باقی ارزوهام.................مهم نیست تو شاد باش............وبخند.......وزندگی شادی داشته باش درکنار اون.........

میترسم درکنارکس دیگه ای جز توباشم..............خصوصا اینکه بخواد باهام رابطه داشته باشه یا بخواد ببوسه من رو میترسم کسی بهم بگه دوست دارم جزتو....................

میترسم ازازدواج باکس دیگه ای دوستی باکس دیگه ای حتی...................

دیگه نمیتونم.....دارم میترکم فعلا بای.......................

وهمه وجودمن تقدیم توباد...........


پنجشنبه هجدهم اسفند 139012:22به قلم: afsoun ™